سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
پایه عکاسی مونوپاد

لنده، سلیمان شهرویی
 

 

انگلستان که از زمان قرارداد 1907 جنوب ایران را سهمیه خود می‌دانست. در سال 1915 که جهان درگیر جنگ جهان اول بود، اوضاع جهانی را مناسب تاخت و تاز به منطقه جنوب ایران دانست.

 رئیسعلی دلواری پسر زائر محمد و خانم شاهی (شهین) بود. زائر محمد کدخدای دلوار مردی متدین، که فرزندانش را بر اساس احکام اسلامی تربیت نمود. وی همزمان با آغاز جنگ جهانی اول در کنار فرزندش رئیسعلی و دیگر مردم تنگستان به جنگ با قوای انگلستان پرداخت. البته زائر محمد بیشتر در تدارکات جنگ کمک می‌کرد و کمتر در درگیری‌ها شرکت می‌نمود. پس از شهادت فرزندش رئیسعلی، به وی لقب معین‌الاسلام اعطاء شد.

در مورد تاریخ تولد رئیسعلی دلواری ضابط و کدخدای دلوار همانند دیگر موارد مربوط به زندگی اولیه او اطلاع دقیقی وجود ندارد. غالب مورخان تاریخ تولد وی را مشخص نکرده‌اند و فقط به این موضوع اشاره نموده‌اند که هنگام شهادت 34 سال داشته است (در این مورد نیز اتفاق نظر بین مورخان وجود ندارد و بعضا سن وی را هنگام شهادت 30 سال دانسته‌اند) در دستخطی که پشت جلد قرآن متعلق به زائر محمد (پدر رئیسعلی) موجود بوده است نیز سن رئیسعلی هنگام شهادت 34 سال ذکر شده است. به نظر می‌رسد تاریخ تولدش را باید 1299ق/ 1259ش/ 1881م در روستای دلوار دانست. از دوران کودکی رئیسعلی اطلاعات کمی وجود دارد. تحقیقات انجام شده نشان از آن است که وی بر اساس عرف جامعه آن روز ایران با قرآن کریم و دیوان حافظ و شاهنامه فردوسی و دیگر منابع ادب فارسی در مکتبخانه آشنا شده است. رئیسعلی در فنون تیراندازی و اسب سواری زیر نظر پدرش زائر محمد استعداد زیادی از خود نشان داد.(1) وی چهار بار ازدواج کرد و از همسر سوم خود پسری به نام عبدالحسین معروف به بهادر به دنیا آمد. از بهادر که چند سال پیش درگذشت دختری به نام گل‌اندام باقی مانده است.(2)

 رئیسعلی دلواری

رئیسعلی از اوان جوانی با عرق مذهبی و ملی که داشت نسبت به وقایع و اتفاقاتی که در ایران می‌گذشت احساس مسئولیت می‌کرد و با تمام توان نسبت به آن موضعگیری می‌کرد و عکس‌العمل نشان می‌داد. در دوره پادشاهی محمدعلی شاه قاجار، قرارداد 1907 کشور ایران را بین دو کشور انگلیس و روسیه تقسیم کرد. حرکت عمومی آزادیخواهان به رهبری علما بر علیه این قرارداد، عکس‌العمل محمدعلی شاه و در پی آن به توپ بستن مجلس شورای ملی توسط لیاخوف روسی را در تاریخ 23 جمادی‌الاولی 1326 در پی داشت و فشار زیادی بر مردم وارد آمد که از این دوران به استبداد صغیر یاد می‌شود. زندان و تبعید آزادیخواهان و قتل و کشتار مردم، حکم جهاد علما را در پی داشت. تبریز، رشت، اصفهان، فارس و دیگر مناطق ایران، صحنه رویارویی مردم با عوامل استبداد گشت. در بوشهر آیت‌الله سید مرتضی علم‌الهدی اهرمی با اعلام حکم جهاد مردم را به ایستادگی در برابر عوامل استبداد دعوت نمود. رئیسعلی دلواری نیز با همکاری دیگر آزادیخواهان از جمله میرزا علی کازرونی به رویارویی با مستبدین برخاست و با تفنگچیان تنگستانی، گمرک و دیگر ادارات دولتی را در اختیار گرفت و موقعیت مشروطه‌طلبان را در جنوب کشور مستحکم نمود. (3)
 
محمدحسین رکن‌زاده آدمیت در کتاب فارس و جنگ بین‌الملل اول می‌نویسد:

      ... اولین ظهور حُسن ملکاتش (رئیسعلی) در زمان استبداد صغیر شد. به این معنی که پس از آنکه اهالی بوشهر به تحریک و تهییج میرزا علی کازرونی و پیشوائی سید مرتضی پیشنماز اهرمی از اداء مالیات به مامورین دولت استنکاف ورزیدند و برای قبضه بوشهر از طرف ملت مجبور به دعوت اهالی تنگستان شدند. مرحوم رئیسعلی‌خان بر حسب تقاضای کازرونی با یک عده صد نفری تفنگچی به بوشهر آمده و پس از تصرف گمرک و سایر ادارات دولتی محافظت مال‌التجاره‌ای که در گمرک بود و قیمت آنها بالغ بر دو میلیون تومان می‌شد به او واگذار شد و به شهادت کسانی که در آن وقت متصدی امور داخلی گمرک بودند که از جمله موسس‌خان است یک سیر شکر یا یک گره منسوجات حیف و میل نشد و این معنی موجب تعجب و تحیر مردم شد که چگونه در نتیجه درستکاری و امانت‌داری مرحوم رئیسعلی‌خان یک نفر از تفنگچیان به اجناس مذکور دستبردی نزدند. (4)
 
انگلستان که از زمان قرارداد 1907 جنوب ایران را سهمیه خود می‌دانست. در سال 1915 که جهان درگیر جنگ جهان اول بود، اوضاع جهانی را مناسب تاخت و تاز به منطقه جنوب ایران دانست. هدف بریتانیا از این عملیات نظامی جلوگیری از نفوذ آلمان و عثمانی، سرکوب قبایل عشایر جنوب و دسترسی به خلیج فارس بود. بریتانیا برای رسیدن به اهدافش در مارس 1915با بهانه قرار دادن ارتباط کنسولگری آلمان در بوشهر با تنگستانیها و تحریک آنان علیه انگلیسی‌ها، اقدام به محاصره کنسولخانه آلمان و دستگیری و تبعید کنسول دکتر هیستمان و هرآیزنهوت رئیس تجارتخانه ونکهاوس به هندوستان نمود. تعرض به خاک ایران، خشم ایرانیان را در پی داشت. در 12 ژوئیه 1915 رئیسعلی در یک حمله ضربتی در نزدیکی تنگک زنگنه، نایب کنسول انگلیس در بوشهر و تعدادی از سربازان هندی را کشت. 

انگلیسی‌ها به بهانه وقوع این حادثه و حوادث دیگر در 8 اوت 1915 بوشهر را اشغال نمودند. رئیسعلی با جنگهای نامنظم ضربات سهمگینی به دشمن وارد نمود. (5) انگلیسی‌ها که دشمن اصلی خود را رئیسعلی می‌دانستند از طریق نمایندگان حیدرخان حیات داودی سعی در تطمیع وی نمودند و پیشنهاد چهل‌هزار پوند در قبال خودداری از قیام علیه قوای بریتانیا را ارائه نمودند. اما رئیسعلی این پیشنهاد شرم‌آور را نپذیرفت و اعلام کرد: «چگونه بیطرفی اختیار کنم در حالیکه استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار گرفته است». (6)
 
محمدحسین رکن‌زاده آدمیت در رمان تاریخی دلیران تنگستان می‌نویسد:

        رئیسعلی یک نفر ایرانی تحصیل کرده و دانشمند اروپا دیده (!) نبود، اما ایرانی غیرتمند و عاقلی بود که نخواست تا او زنده است دشمنان، وطن عزیزش را پایمال سم ‌ستوران نمایند. رئیسعلی در میدان کارزار جان داد در حالی که وزراء و بزرگان آن عصر حتی شهریار آن دوره‌ ایران در تهران مشغول عیاشی‌های شبانه روزی خود بودند! و امثال رئیسعلی را یاغی و طاغی می‌نامیدند!!.(7)
 
سرانجام رئیسعلی در شب 12 شهریور 1294/ 23 شوال 1333/ 3سپتامبر 1915 در شبیخون به نیروهای انگلیسی در محل تنگک مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. در ابتدا جنازه رئیسعلی در محلی به نام "کله بند" به رسم امانت دفن شد. شش ماه بعد تابوت وی را به نجف اشرف انتقال داده و در قبرستان وادی‌اسلام به خاک سپردند. (8)
 
جهت آشنائی با طرز تفکر شهید رئیسعلی دلواری از مبارزه با قوای انگلیسی متن کامل نامه وی به آیت‌الله محمدحسین مجتهد برازجانی در 11 جمادی‌الاول 1333 آورده می‌شود:

              قربان حضور باهرالنورت گردم. ای بفدای همت و غیرت و شجاعتت گردم. می‌دانم مردم در این کار چندان مساعدت و همراهی نمی‌کنند و بنده هم پابست کرده‌ام که نظرم بسوی ایشان است. هر آینه پای حضرت مستطاب عالی و امید از آن وجود مبارک که در حقیقت مجسمه شرف و وطن و اسلام‌خواهی است نداشتم هر آینه تا حال پروانه‌وار خود را فدای ملت و وطن و اسلامیت کرده بودم. همین قدر اطمینان از حضرت مستطاب عالی دارم که روز مصائب از خط بیرون نمی‌روید و جان را ناقابل می‌دانید نه مانند اشخاص راحت‌طلب تنبل، راحت این دنیای فانی را بهیچ نمی‌شمارید. قربانت گردم درجه بهشت پیدا کردن و شربت شهادت را داوطلبانه خواستن باید همتی عالی و عزمی راسخ داشت و بهای درجه عالی و نعیم اخروی و نام نیک ابدی بغیر از جان شیرین نیست. نه آن که مرعوبانه هر وقت طرف مقابل مثل گربه خود را ساخت و مومو کرد مثل موش بدوند. اینگونه احساسات قابل همدردی با اسلام و وطن نیست و در تاریخ دنیا چنین اشخاص را ننگ عالم انسانیت دانسته‌اند. امروز روزی است که هر کس ادعای شرف و اسلامیت و وطن‌پرستی دارد باید امتحان داده از بوته امتحان بی غل و غش بدر آید. چنان چه عقلاء فرموده‌اند:
             خوش بود گر محک تجربه آید به میان       تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد 

              انگلیسیها انتشار می‌دهند که «فلانی حمایت به قنسول جرمن دارد» بحول و قوه خداوندی از هیچکس اندیشه و باک ندارم. می‌خواهند به تشر بنده را بترسانند کما اینکه تلگراف تهدیدآمیز بحضرت مستطاب عالی کرده بودند. در حقیقت جوابی که از طرف ذیشرف در جواب تلگراف ایشان صادر شده بود بقدری مشعوف شدم که خداوند عالم حد آن را می‌داند. همین جواب بود که فرموده‌اید. آفرین آفرین آفرین خدای بر شما باد. شایسته است که عموم اهالی فارس و خلیج بداشتن وجود مبارکی مثل حضرتعالی که در این موقع اینگونه جواب قانونی دندان‌شکن به اجانب داده‌اید فخر و مباهات نماید. خدایت در همه حال از بلا نگهدارد. استدعا دارم یک ذره فروگذاری نفرمائید. اگر از مردم مأیوس شده‌اید که همراهی ندارند اجازه بفرمائید تا خودم هنگامه بلند کنم و دست بکار شوم. قربانت شوم. هر آینه خودمان درست بکار شده بودیم الان بصره خالی شده و در شمار مجاهدین محسوب بودیم. به بوشهر هم نمی‌توانند اردو پیاده کنند، در صورتی که خودمان نزدیک و مواظب آنها باشیم، چرا که بنده به خوبی اینها را می‌شناسم. هر آینه فی‌الجمله حمله‌ای به عساکر ایشان در قلعه بهمنی شده بود الان بصره خالی بود. قوه و مخارج از بوشهر جهت آن‌ها حمل می‌شود. اگر خودمان به همین حالت باقی بمانیم مسلم است که هیچکاری نمی‌کنیم و هیچ حمایتی به علمای عراق هم نکرده‌ایم و در آینده نام خودمان را به بی‌حسی و بی‌دیانتی ثبت تاریخ دنیا خواهیم دید. کسی که حکم سخت از علماء دیده باشد و حکم امام باشد و جنگ نکند بهانه آن چیست؟ الان در کربلا و نجف در جنگ تمام علماء و پیشوایان دین ما در جهاد آب چشمان خود می‌خورند و امیدهای کلی از ماها داشتند که خیال می‌کردند به ورود حکم تمام اهل دشتستان و تنگستان دست بکار می‌شوند الحمدالله از این طرف هم مأیوس شدند چنانچه تا بحال خدمت آقای حاج سید غلامحسین عریضه عرض کرده‌ام جانب خدا بکلی جواب نکرده‌اند. همین قدر با خود خیال کردم که بنی‌هاشم در مدینه بسیار باقی ماند، جز حضرت سیدالشهداء که به تنها در صحرای کربلا با لب تشنه شهیدش کردند و در کوفه حبیب ‌بن مظاهر به تنهائی به یاری آن امام مظلوم حرکت کرد . قربانتم آخر کار همینطور می‌بینم. هفتصد نفر تفنگچی سوای دستگاه سرکار زائر خضرخان حاضر و آماده است که اینها از بنده دور نیستند هر وقت بخواهیم تمام حاضر و مستعد می‌باشد. خوب ملاحظه فرمائید روزی بهتر از امروز برای اهالی ایران فراهم نمی‌آید. یکطرف دولت آلمان یک طرف دولت اطریش عثمانی چه کارها بر سر انگلیس و روس و فرانس آورده‌اند. دیگر انگلیس چه عضوی دارد که ماها باید از آنها بترسیم. و از اینطرف هم حکم محکم علمای اعلام بر وجوب جهاد. البته خدا با ماست و فتح و نصرنصیب جیش اسلام خواهد بود. در خانه نشستن خودمان و راحت‌طلبیدن تمام وسوسه شیطان می‌باشد. مستحق آن نیستیم که خدا و رسول را از خود خشنود سازیم. روس و انگلیس حق دارند اگر خودمان هیچ کاری نکنیم و آسوده بنشینیم چرا که همه نوع احترام به بقعه مقدس امام ثامن در شمال و احترام به منبر سیدالشهداء در جنوب کردند. در بمباران دلبار کارهای خوب کردند. تف بما. تف بما. قربانت بروم هوش ندارم که شرح حالات به درستی عرض نمایم و مصدعت زیاده از این نمی‌شوم. خیلی میل به دست‌بوسی و زیارتت دارم. نمی‌دانم به چه قسم به این آرزو نائل شوم.
             از خداوند جلی توفیق می‌خواهد علی 
 
با مصوبه شورای عالی انقلاب روز 12 شهریور، سالروز شهادت رئیسعلی دلواری به نام «روز مبارزه با استعمار انگلیس» نامگذاری شده‌ است.

 


[ پنج شنبه 93/6/13 ] [ 12:17 عصر ] [ امیرحسین مشهدی زاده ] [ نظرات () ]

می‌خواهم یادداشتی بنویسم متفاوت با تمامی نوشته‌های پیشین. موضوع این یادداشت، در واقع وصف یک بنده خداست که از مردان بنام روزگار است؛ یعنی برادر پاسدار سرلشکر حاج‌قاسم سلیمانی. این نوشته وصف‌گونه، نه از برای برادر سلیمانی که او نه‌تنها نیاز به توصیف قلمی چون من ندارد، بلکه شاید این نوشتار خاطرش را نیز بیازارد که از پیش عذر تقصیر طلب می‌کنم.

می‌‌نویسم چون من و دیگر برادران از خیل عظیم پاسداران و به‌ویژه پاسداران جوان، به چنین نوشته‌هایی سخت نیازمندیم.

انگیزه برای نوشتن در این باره را، اتفاقاً سوال یکی از همین پاسداران جوان در من ایجاد کرد. چندی پیش توفیق حضور در جمع تعدادی از برادران پاسدار نیروی زمینی سپاه در آموزشگاه امام رضا(ع) مشهد مقدس را با موضوع تحولات منطقه داشتم.

پس از پایان برنامه به رسم همیشه، چند نفر از پاسداران برای طرح سوالات فراجلسه‌ای اطرافم حلقه زدند و در این میان، یکی از برادران پاسدار جوان که به قول معروف در دهه اول خدمت بود، سوالی کرد با صدایی رسا، اما متفاوت از سوالات دیگران. او سوال کرد؛ این سرلشکر سلیمانی کیست و چه کار کرده و چگونه کار می‌کند که اینهمه موفق است و معروف شده؟

با دقت در لحن سوال و چهره زیبای پاسداری‌اش، در همان لحظه اینگونه به ذهنم خطور کرد که این سوال را از باب کشف الگو می‌کند و در واقع دوست ‌دارد حاج‌قاسم را بیشتر بشناسد و او را الگوی پاسداری‌اش در این زمانه قرار دهد. به طور قطع این سوال با انگیزه‌های متفاوت، سوال بسیاری از پاسداران، بسیجیان و مردم عادی هم است.

وقتی رسانه‌ها و شبکه‌های مختلف به‌ویژه در فضای سایبر، به انتشار مطالبی در وصف حاج‌قاسم از زبان دوستان و به‌ویژه دشمنان می‌پردازند، طبیعی است که افرادی چون این برادر پاسدار، علاقه‌مند گردند با انگیزه پیش‌گفته، حاج‌قاسم را بهتر بشناسند.

وقتی در رسانه‌ها مطلبی از قول «بیزنس اینسایدر» مأمور سابق سیا منتشر می‌شود که می‌گوید: «قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران، قدرتمندترین فرد خاورمیانه است»، همه دوست دارند این مرد قدرتمند را بشناسند.



وقتی در پی انتشار نامه معروف و بهنگام سرلشکر سلیمانی به سران گروه‌های مقاومت در خلال جنگ اخیر غزه «عبدالباری عطوان» نویسنده عرب طی مقاله‌ای در ارزیابی این نامه می‌نویسد: ‌ «این نامه باعث هراس اسرائیل و سردرگم شدن سران عرب شده است»، خیلی‌ها دوست دارند با نویسنده این نامه بیشتر آشنا شوند.

وقتی یک فرمانده نظامی عراقی به آسوشیتدپرس می‌گوید: «اگر مشورت‌های نظامی ایران و سرلشکر سلیمانی نبود ما سامرا را در مقابل تروریست‌ها از دست می‌دادیم» و در بخش دیگری از این گفت‌وگو همین مقام عراقی می‌گوید: «سلیمانی می‌خواهد همان‌طور که دمشق را برای اسد نگه داشت، بغداد و سامرا را هم حفظ کند.» خیلی علاقه‌مند می‌شوند این پاسدار شجاع انقلاب اسلامی را که در این زمانه، نجات‌‌بخش سوریه و عراق از شر گروه‌های تروریستی و حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی آن‌ها شده، بهتر و بیشتر بشناسند.

آری وقتی ارزیابی بسیاری از راهبردسازان و تحلیل‌گران بنام در جهان و منطقه‌ای که سرلشکر سلیمانی در یک دهه اخیر، نقش مهمی را در به شکست رساندن تمام نقشه‌های غرب و به‌ویژه آمریکا در منطقه غرب آسیا و خصوصاً در دو کشور عراق و سوریه داشته و نقش مهم او در پیروزی‌های حزب‌الله لبنان در جنگ 33 روزه و گروه‌های مقاومت فلسطین در جنگ‌های 22 روزه‌، هشت‌روزه و 51 روزه اخیر غزه بی‌بدیل است.

همه می‌خواهند با چهره این استکبارستیز واقعی دوران که بیشتر آشنا شوند. آری وقتی همه می‌شنوند که یک سناتور آمریکایی در مجلس آمریکا از روی عصبانیت و از سر استیصال برخلاف عرف و سیاست فریاد می‌زند: «سرلشکر سلیمانی را باید ترور کرد»، همه می‌خواهند با این سرلشکر سپاه اسلام که اینگونه، آمریکایی‌های مغرور، ظالم و آدم‌کش را به ستوه آورده، بیشتر آشنا شوند.

من در پاسخ به آن برادر پاسدار، به‌اجمال در وصف سرلشکر سلیمانی، نکاتی را گفتم که در اینجا با نکاتی اضافه و شرحی بیشتر بازگو می‌کنم.

سردار سلیمانی، از یادگاران دوران دفاع مقدس و یادآور حماسه‌آفرینان همرزمش سرداران شهید خرازی، همت، باکری، زین‌الدین، کاظمی و... است. حاج قاسم کسی است که آنچه را از دوران دفاع مقدس در پرتو مجاهدت به دست آورد، حفظ کرد و ارتقا بخشید.

حاج قاسم یک پاسدار است که از پاسداری خود، براساس فرموده حضرت امام خمینی(ره) خوب پاسداری کرد و اکنون از تمام شاخص‌های یک پاسدار مطلوب در تراز انقلاب اسلامی برخوردار است. او پاسدار است به همان معنایی که در اساسنامه سپاه آمده: «پاسدار فردی است که برای جهاد همه‌جانبه در راه خدا و نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن به‌عنوان وظیفه شرعی به عضویت سپ‍اه درآمده باشد.»                                                                                                                                            


آری وقتی حاج‌قاسم پس از دفاع مقدس، بر حفظ روحیه جهادی‌اش پای فشرد و با تمام توان به جهاد با دشمنان اسلام و بشریت پرداخت و در این مسیر، صدق و صفای خود را برای جانبازی و شهادت تحت امر ولایت الهی ولی‌فقیه زمان، حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به اثبات رساند، مصداق بارز کسانی شد که حضرت علی(ع) در وصف آنها فرمود: «ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه‌الله لخاصه اولیائه» حاج قاسم به‌خوبی می‌داند که کار دین و دنیا جز با جهاد درست نمی‌شود؛ از این رو در نظرش جهاد بزرگ و ارزشمند است.

برادران پاسدار و عزیزان بسیجی و همه کسانی که دوست دارند حاج‌قاسم را بهتر و بیشتر بشناسند، باید بدانند که او پاسداری است که روح و حقیقت پاسداری را آنگونه که رهبر عزیزش خواسته، درک کرده و همواره مورد توجه قرار می‌دهد.

حاج قاسم سلیمانی کسی است که پاسداری در نظام مقدس جمهوری اسلامی را برای خود یک توفیق بزرگ می‌داند، همانطور که رهبر عزیزش، امام خامنه‌ای خطاب به پاسداران فرمودند: «این توفیق و افتخار بزرگی برای شما برادران است... پاسدار عنوان بسیار والایی است؛ این عنوان را با خصوصیاتش، در وجود و در دل و روح و ذهن‌تان حفظ کنید. این برای انقلاب ضروری است.»

کسانی که با حاج‌قاسم سلیمانی کار کرده‌اند و از نزدیک او را می‌شناسند، شهادت می‌دهند که ایشان پاسداری است با تمام آن ویژگی‌هایی که برای یک پاسدار، موردنظر حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری است. باخدا بودن، تقوا پیشه کردن، اخلاص، خودسازی، راز و نیاز با خدا، معرفت دینی و بصیرت سیاسی، عقلانیت و تدبیر، استقامت در راه خدا، خستگی‌ناپذیری، سخت‌کوشی، پرهیز از دنیاطلبی، تلاش برای جلب رضایت الهی، انضباط انقلابی، رعایت حقوق مردم، توجه به خانواده، مجموعه‌ای از ویژگی‌های‌ مورد نظر مقام معظم رهبری برای یک پاسدار است و این ویژگی‌ها در این مرد خدا در حد اعلی دیده می‌شود.

حاج قاسم با این ویژگی‌ها همان پاسداری است که حضرت امام(ره) در موردش فرمودند: «ای کاش من هم یک پاسدار بودم.» آری حاج قاسم با این ویژگی‌هایش، پشت دشمنان را به لرزه درآورده، آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها را در پیشبرد مقاصدشان در منطقه ناکام ساخته و تنها نامش روحیه‌بخش برای تک‌تک مجاهدان در محور مقاومت است.

اما همین حاج‌قاسم، خود را سرباز ولایت می‌داند و به رهبر عزیزش عشق می‌ورزد. او برای شهادت لحظه‌شماری می‌کند و از دیگران خواسته تا برای شهید شدنش دعا کنند. آری این مرد خدایی، به‌عنوان یک پاسدار تربیت‌شده در مکتب ولایت، الگوی شایسته‌ای برای همه آزادیخواهان جهان و به‌ویژه برای پاسداران جهان است.

آری در یک کلام، حاج قاسم مرد خداست و خدا با اوست که فرمودند: «من کان لله کان الله له»

* دکتر یدالله جوانی


[ سه شنبه 93/6/11 ] [ 9:48 صبح ] [ امیرحسین مشهدی زاده ] [ نظرات () ]

دوستان عزیز شما میتوانید تصاویر و مطالب خوب خود را به آدرس ایمیلی که در زیر نوشته شده ارسال نمایید تا با نام خودتان در وبلاگ درج شود . از حضور گرمتان متشکریم 

آدرس ایمیل: mmersoo@yahoo.com

در ضمن دوستای خوبم برای مشاهده ی مطالب مختلف با موضوعات متنوع میتونن به سمت راست وبلاگ از قسمت آرشیو مطالب روی موضوع دلخواهشون کلیک کنن و بقیه ی مطالب وبلاگو بخونن

در ضمن نظر یادتون نره

یا حق...

 


[ سه شنبه 92/11/29 ] [ 12:52 عصر ] [ امیرحسین مشهدی زاده ] [ نظرات () ]

فرهنگ لر از دیرباز سرشار از رهایی و جدا از قید و بند ، سر بر آستان آزادی ساییده و پرنده تیزبال اندیشه فرزندان این دیار را زیر پر و بال گرفته است .  شعرها و ضرب المثل ها و داستان های مانده در سینه پیران قبیله ی من روایت گر مردان و زنان آزاده ای است که در دامان بکر طبیعت از پستان شبهایی شیرخورده اند که صدای گوزن و برنو در آن با هم گره می خورد . شب هایی که شیهه اسبان و صدای نی چوپان عاشق ، گنجشک های آویزان از شاخه های بلوط را مست می کرد و چشمه ها را سرشار.

رد دستان مادران ما بر گلیم ها و جاجیم ها مانده است وقتی که چارقد می بستند و ببرهای وحشی را شیر می دادند .

تاریخ چون پیری لجوج از آسمان مه گرفته این سرزمین می گذرد با کتابی کهنه وعصایی که جایش بر سینه خاموش زمین باقی است درحالی که نام پدران ما را زیر لب تکرار

می کند.


[ پنج شنبه 90/5/27 ] [ 11:56 صبح ] [ امیرحسین مشهدی زاده ] [ نظرات () ]

همان طور که از نام ایل ما پیداست ما از نسل جناب سلیمان با نام خانوادگی شهرویی

هستیم ( یعنی روی شاهانه ) سلیمان از خاندان شهرویی  بود ایشان به دلایلی به شهرستان لنده

در استان کهگیلویه و بویراحمد نقل مکان نمودند . بخش زیادی از این ایل در استان خوزستان

و هسته آن در شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد مستقر می باشند

خصوصیات اخلاقی فرزندان و نوادگان سلیمان در بین مردم لنده منحصر به فرد است ، جرأت و

شجاعت و غیرت و روحیه آزادگی از خصوصیات غالب افراد ایل سلیمان شهرویی است . تیره های

مختلف این ایل عبارتند از ( ریوری ، ملا علی فتح . ملازکی . تهماسعلی .لطف اللهی 

آبرنجی . تاجمیری . کی شفی  ) .

در شهرستان لنده دو کوهستان بسیار زیبا وجود دارد ((کوه سیاه

و کوه سفید )) که از نظر منابع طبیعی بسیار غنی می باشند ، اکثر کوهستان با ارزش سفید که از نظر

زیبایی و بکر بودن بسیار جالب توجه است در اختیار ایل دلاور سلیمان شهرویی است

دامنه ها و ارتفاعات این کوهستان یاد آور خاطرات نبردهای قهرمانانه  و حراست و

پاسداری و جانفشانی جنگجویان این قوم در طول ادوار گذشته می باشد (((  کوهستان

سفید نماد اتحاد بین افراد ایل سلیمان شهرویی است )))   وجود این قوم غیرتمند و

جنگجو در منطقه لنده باعث شده که مرزها و امنیت منطقه طیبی در دورانهای بی قانونی و

هرج و مرج تقویت گردد . در آغاز جنگ تحمیلی تعدادی از جنگجویان این ایل با سلاحهای برنوی

خود به سمت جبهه حرکت کرده و وارد درگیری با اشغالگران شدند ، تعدادی از جوانان این قوم نیز

جزء اولین هسته های تشکیل دهنده تیپ مستقل 48 فتح استان کهگیلویه وبویر احمد بودند و

در نبرد تاریخی پد خندق نیز تعدادی از رزمندگان این ایل پس از نبردی قهرمانانه همراه دیگر هم استانیها مجروح و

به اسارت ارتش متجاوز دشمن در آمدند . افراد ایل ما در هرکجا که باشند شاخص و قابل تشخیص

هستند زیرا در تصمیم گیری شجاع و سریع و بر سر حرف خود ایستادگی می کنند  ما

دوست دار ایران و همه ایرانیان عزیز هستیم . 


[ چهارشنبه 89/11/27 ] [ 8:42 عصر ] [ امیرحسین مشهدی زاده ] [ نظرات () ]

 

0693.jpg

 

شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد. مردمان این منطقه افرادی مهمان نواز، تحصیلکرده و بافرهنگ هستند. این منطقه قدیمی ترین شهر استان کهگیلویه و بویراحمد بوده که به روایتی در سال 1306صاحب بخشدار مرکزی بوده که به بخش ثلاث شهرت داشت و بسیاری از نقاط شهرستان های کهگیلویه و بهمئی فعلی را شامل می شد.

احداث قدیمی ترین مدرسه استان در سال 1314 (مدرسه اردیبهشت)، ثبت قدیمی ترین شناسنامه استان در سال 1309 و به تبع آن قدیمی ترین مرکز ثبت احوال استان و قدیمی ترین هنگ ژاندارمری استان, وجود حسینه ای با قدمت بیش از 200سال نشانه های بارزی از اولین مرکز شهرنشینی استان کهگیلویه و بویراحمد یعنی شهرستان لنده می باشد.

جانفشانی جوانان این مرز و بوم در جبهه های حق علیه باطل باتقدیم نزدیک به 100 شهیدنمود پیدا کرده است

این سرزمین با داشتن دو ناحیه سردسیری و گرمسیری، رودخانه های دائمی و فصلی پرآب مارون، جن، سرچشمه های خنک سرحدات دلی خیارکار، دلی مهره و ...، آثار باستانی مربوط به میرلعلپا، کهناب، آتشگاه، داشتن جاده نسبتاً شوسه برای رفتن به کوه سیاه و سفید، باغهای میوه های سردسیری و گرمسیری پنهان در میان دره ها و.. همه از نعماتی است که خداوند به مردم این شهرستان ارزانی داشته است.

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی در سال 1357 خدمات زیادی از طرف نظام جمهوری اسلامی به این شهرستان ارائه گردید که مردم سپاسگزار زحمات دولتمردان هستند ولی با توجه به عدم وجود راههای ارتباطی مناسب در این چند سال لنده نسبت به سایر شهرستان های همجوارش پیشرفت چندانی نداشت(جاده اصلی دهدشت به لنده بیشتر شبیه به جاده روستایی است و با توجه به شاخصه های جاده های بین شهری می توان گفت که از ضعیف ترین راه های استان است). بطوری که شهرستان لنده که شامل بهمئی گرمسیر و سردسیر، چاروسا، سوق، دشمن زیاری، بخشهای صیدون و علا از شهرستان باغملک فعلی، چنگلوا و .... می شد در حال حاضر همه این مناطق را از دست داده ولی در هر صورت ما هر کجا که باشیم به اینکه فرزند سرزمین لنده هستیم افتخار می کنیم

افراد مستقر در این شهرستان از طوایف مختلف ایل طیبی شاخه گرمسیر و بخشی از ایل سلیمان شهرویی  هستند

از نظر روحیات و خصوصیات اخلاقی مردم این شهرستان مانند دیگر مردمان ایل طیبی آرام ، با گذشت و خوش برخورد می باشند .

 

منبع: لنده نیوز-با اندکی ویرایش


[ یکشنبه 89/9/14 ] [ 8:46 عصر ] [ امیرحسین مشهدی زاده ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 37
بازدید دیروز: 50
کل بازدیدها: 112121